كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
313
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
بدين ترتيب زيربناى اتحاد اسلامى را براى نسلهاى آينده پايهريزى نمودند . اين يكى از دلايلى است كه مسلمانان در قبول سيستم اجتماعى غرب برمبناى تقسيمات اجتماعى مردم مشكل دارند ، زيرا آنان اين سيستم اجتماعى را باعث پاره پاره شدن امت اسلامى و حاكم شدن سيستم قبيلگى مىبينند . 34 بىترديد محمد ( ص ) ايده برادرى را خود در عالىترين سطح در اعمال و رفتار خود به نمايش مىگذارد . مردى كه روزبهروز در مقابل دشمنانش چهرهاى ترسناكتر پيدا مىنمود ، در ميان امت خود هر روز محبوبتر از روز پيش جلوهگر مىشد ، امتى كه با وجود تهديد دائمى دشمنان بسيار خوشحال و راحت به نظر مىرسيدند . محمد ( ص ) به هيچوجه تمايل نداشت كه فاصله خود و امت را با تعيين مقررات خشك و يكطرفه زياد نمايد . او به هيچوجه دوست نداشت كه با القاب اشرافى و تحسينآميز مورد ستايش قرار گيرد . در مسجد نيز هميشه بهسادگى و در بين امت مىنشست و سعى داشت كه هميشه در بين فقيرترين طبقه امت بنشيند . به كودكان بسيار علاقمند بود . در هر لشگركشى ، هنگام بازگشت فرزندان امت به پيشواز او رفته و با هلهله و شادى او را تا شهر همراهى مىنمودند . در هنگام نماز جمعه اگر صداى گريه كودكى را مىشنيد سعى داشت تا مراسم نماز را زودتر به پايان برساند ، زيرا به هيچوجه طاقت نداشت كه مادر بچه را در نگرانى و خجالت ببيند . قوانين قرآن امروزه براى ما بسيار خشك ، مداراناپذير و سخت به نظر مىرسد ، ولى مطمئنا براى خود پيامبر بسيار متعادل و درست بوده است . در يكى از احاديث آمده است هنگامى كه او شخص فقيرى را به خاطر جرم كوچكى محكوم نمود دستور داد تا براى بخشش گناهش زكات بدهد . مرد اعلام كرد كه براى زكات نه غذائى دارد و نه دارائى . در همين زمان سبد بزرگى از خرما به عنوان هديه براى پيامبر به مسجد آورده شد . پيامبر به آن مرد گفت : خداوند سهم تو را رساند ، اينها را در بين فقرا تقسيم كن . آن مرد فقير هم گفت : بىشك از من كسى در سراسر عربستان فقيرتر نيست . محمد ( ص ) خنديد و گفت : پس خوردن اين خرماها جزاى تو مىباشد . اشاعه نيكى و محبت از ابتدا پيام اصلى اسلام بوده است . ممكن است قوانين اجتماعى آن در شروع خيلى تكامل يافته تلقى نگردند ، ولى اشاعه اصولى تهذيب ( تزكىّ ) در بين مسلمين از پىآمدهاى همين قوانين بود . باز خود او مثال بسيار زيبائى در اين رابطه ارائه مىدهد . روزى بنده آزاد شدهاى به شدت از سختى كار به ستوه